من و دخترام
جوجه های ناز من
یه دفعه یاسینا ناخواسته باعث زمین خوردن مهیسا میشه.....مهیسا بلند شده و با بغض میگه:
خب، خیالت راحت شد مامانت افتاد؟
------------------------------------------------------------------------------
مهیسا:.....مامان داشتم از اوپن میفتادم بشکنم سرم خون بیاد دیگه مهیسا نداااااااشته بااااااشی
قربونت برم خدا نکنه
------------------------------------------------------------------------------
بازم دلم گرفته واقعا احساس میکنم هیچ کس تو این دنیا منو به خاطر خودم دوست نداره.....
خدایا تو رو به این شب عزیز قسمت میدم کمکم کن
اینم یکی دو تا از عکساش..........
یزد


قشم

بندرعباس

یعنی عشق پفکه هاااااااااااااااااااااااااااااا

عموهاش راه به راه تا چشم منو دور میدیدن براش پفک میخریدن اونم خانواده............به اندازه همه عمرش که منع پفک بود خورد
اومدم جلوی تی وی دیدم دوتایی دوزانو کنارهم نشستید جلوی تلویزیون ..دستاتون هم گذاشتید روی پاهاتون و دارید کارتون میبینید.........
بلند گفتم عمرا اگه بزنم اخبار ببینی دلت میاد؟
--------------------------------------------------------
یه بار به یاسینا گفتم کاغذ بیار من نقاشی میکشم تو بگو عکس چیه!!!!!
لیوان بشقاب لباسو...
بعد گفت حالا نوبت من و بیچارگی بنده شروع شد....یه خط خطی میکشه و به من میگه این چیه؟..
من: کتاب؟گل؟مداد؟جوراب؟...؟...؟...؟...
مامان هیچی بلد نیستیا این علفه..............
بله بعدشم گریه میکنه تو چرا نمیفهمی من چی کشیدم؟
حاضرتون میکنم و شما از ذوقتون هی برای من زبون میریزید.........
مامان ما بریم تو گریه میکنی؟.......
مامان گریه نکنی ها.......تو خونه رو جمع کن تا ما بیایم.....مامان میخوای شام بپزی برامون؟.............
میرید و من از پشت سر نگاهتون میکنم........یه بابا که دستاشو ازدوطرف دو تادختر خیلی کوچولو با سویشرت های بنفش و شلوار لی گرفتن.............قند تو دلم آب میشه.......
صدای خنده و حرف زدنتون از سر کوچه هم میاد......خدایا شکر به داشته و نداشته هامون
دلم یه سنگ صبور میخواد برای حرف زدن یکی که واقعا سنگ باشه هااااااااا
اگه ادم باشه هی طعنه اش رو بعدا به خودم میزنه و میشه نمک زخمم..........
خداجونم میخوام واست درددل کنم میدونم میشنوی ولی انگار محل نمیدی هاااااااا
چند دقیقه بعد صدای جیغ مهیسا بلند شد...اومدم دیدم دوباره دست به یقه هستن....
گفتم یاسینا مگه تو قول ندادی؟.....................گفت مامان هرکاریش میکنم نمیگیره کارت رو..........گفتم مهیسا کارت میخوای؟...با صدای مظلومانه گفت نه
نگو این کارت نمیخواسته و به خاطر من یاسینا به زور میخواسته کارت بچپونه تو دستش
----------------------------------------------------------------------------------
دارم لباس اطو میکنم...سر یه اسباب بازی دعواشون میشه این میکشه اون میکشه...یاسینا هم شروع میکنه محکم میکوبه تو صورت مهیسا حالا نزن کی بزن.........اونم کم نمیاره چنگ میگیره .......بدون صدا که یه وقت جیغ زدن باعث نشه از حریف عقب بمونن هرچی داد میزنم هوار میکشم تهدید میکنم محل نمیدن..........پاشدم سراغشون دست یاسینا رو گرفتم کشیدم اینور و محکم تکونش دادم و با تمام قدرت داد زدم چرا میزنییییییییش؟...........................................جوابم این بود: هههههههههه....مامان یبار دیگه بکن...مهیسا بیا ببین چقدر باحاله...اونم میاد دستاشو دراز میکنه و میگه حالا من!.........................تو دلم گفتم مادر هم مادرهای قدیم چه ابهتی داشتن!
--------------------------------------------------------------------------------
یاسینا: از چی میترسی؟
مهیسا: گربه میاد
-:هیچی نیست مهیسا مگه قول ندادی دیگه نترسی؟
-: نمیترسم....لباس تو عس(عکس) خونه داره؟......مال من خگوش(خرگوش) داره
-:برای تو هم میخرم...تو هم از این خرگوش ها برام میخری؟
-:میخرم برات....آجی نی نی گریه کرد بگلش(بغلش) کنم؟
-: بغلش کن دیگه مگه تو مامانش نیستی؟
....و هم چنان ادامه دارد
مقبره عطار در نیشابور



مقبره کمال الملک

مقبره خیام

مسجد چوبی نیشابور

باغ وحش مشهد

یاسینا خودش می ترسید مهیسا رو هم نمی گذاشت نزدیک قفس ها بشه.....این دست یاسینائه که داره مهیسا رو میکشه عقب

پارک جنگلی النگدره گرگان


سی سنگان

اینم دریا

| Design By : Pichak |


